آزادی زنان ايرانى
همايش کانون بانوان
۱۳۱۴

اين عکس در سال ۱۳۱۴ خورشيدِی در محل کانون بانوان ايران نزديکی ميدان حسن آباد تهران برداشته شده است.  پشت اين عکس به خط  بانو نصرت تسليمِی مقدم (حکيمى) مادر بزرگم نام عده ای از بانوان در آن نوشته شده که بشرح زير ميباشد:

 

 

رديف ايستاده ، از راست بچپ:
يک   نصرت تسليمی مقدم (حکيمى).  دو   بدرالملوک بامداد.   سه بانو علوى.  چهار-  اشرف نبوی (آسا) . پنج- مهربانو دنبلى. شش-  اختر کيا (کامبخش
)

 رديف نشسته وسط:
يک بتول همايون. دو بانو غفارى. سه- اخترالملوک( آريانى ).  چهار- بانو هاجر (تربيت). پنج ؟( حکمت). شش-  فخر عظما (عادل). هفت فخرالشرف ؟

رديف نشسته بر روِی زمين:
يک   منير افخم (افخمى).  دو-  بانو (رياضى). سه مهر انور ؟.  چهار - ؟.  پنج شمس الملوک (مصاحب
).

نامهای داخل پرانتز، نام همسران اين بانوان ميباشد که نام خانودگی آنان در دسترس نيست. اميد واريم ديگران بيارِی برخيزند تا نامهای شناخته نشده کامل گردد.

در ژانویه ۲۰۱۴ تصادفا نام بانوان  را پیدا کردم:

رديف اول: از راست بچپ: نصرت تسليمی.  بدرالملوک بامداد.   بتول شیوایی. اشرف نبوی. مهربانو سپاهی.  اختر کیانوری (اختر کامبخش).
رديف دوم: بتول همايون احتشامی. فخر ایران غفارى. افسرالملوک آريایى.  هاجرتربيت.  تاج الملوک حکمت* فخر عظمی ارغون (فخر عادل). شاه بانو فخر
رديف سوم: منير افخم افخمى.  صدیقه رياضى. مهرانور سمیعی. عصمت الملوک دولتداد. شمس الملوک جواهرکلام (این اشتباه است چون شمس الملوک جواهر کلام نسل قدیمیتری بوده
** - نوشته مادر بزرگم صحیحتر میباشد و این بانو شمس الملوک مصاحب بوده اند).
بانوانی که عضو هئیت مدیره بودند ولی موقع عکس برداری حضور نداشتند: پروین اعتصامی، پری حسام، قمر کیا، شمس الضحی نشاط میباشند.

 

* بانو تاج الملوک حکمت خواهر شادروان علی اصغر حکمت میبودند.

** در سال ۱۲۸۶، انجمن آزادی زنان در تهران تشکیل شد که اعضای معروف آن عبارت بودند از: صدیقه دولت آبادی، صفیه یزدی، شمس الملوک جواهرکلام، خانم مری پارک جردن که مبلغ مسیحی امریکایی بود، امریکایی دیگری به نام آنی استاکینگ بویس، تاج السلطنه و افتخارالسلطنه، دختران ناصرالدین شاه و عده ای دیگر. برخی همچون صدیقه دولت آبادی، در عین حال، عضو انجمن مخدرات وطن نیز بودند.

آوریل ۲۰۱۳
در یکی از مجله های اینترنتی حوزوی(!) بنام پیام زن  سال 1386 شمارۀ 185-184 اطلاعاتی تاریخی در مورد تشکیل این کانون به دست آوردم (مولف مقاله اشتباها اسم نصرت تسلیمی را سلیمی نوشته بوده):

در 22 ارديبهشت ماه 1314 به دعوت على‏ اصغر حكمت، وزير معارف وقت، عده‏اى از زنان در دارالمعلمات واقع در كوچه ظهيرالاسلام، خيابان شاه‏آباد (جمهورى اسلامى فعلى)، جمع شدند و مأموريت يافتند جمعيتى تشكيل بدهند و زير نظر وزير معارف، اساس‏نامه آن را تنظيم كنند و با حمايت دولت در جهت آزادى زنان از حجاب فعاليت نمايند. اين جمعيت كه بعد كانون بانوان ناميده شد، اساس‏نامه خود را به اين شرح اعلام كرد:
كانون بانوان ايران به رياست عاليه والاحضرت شاه دخت شمس پهلوى و معاضدت و مراقبت وزارت معارف براى اجراى مقاصد زير تأسيس مى‏شود:
1 . تربيت فكرى اخلاقى بانوان و تعليم خانه‏دارى و پرورش طفل، مطابق قواعد علمى به وسيله خطابه‏ها، نشريات، كلاس‏هاى اكابر و غيره؛
2 . تشويق به ورزش‏هاى متناسب براى تربيت جسمانى با رعايت اصول صحّى؛
3 . ايجاد مؤسسات خيريه براى امداد به مادران بى‏بضاعت، اطفال بى‏سرپرست؛
4 . ترغيب به سادگى در زندگى و استعمال امتعه وطنى؛
5 . اين كانون بر طبق ماده 587 قانون تجارت، شخصيت حقوقى دارد و رئيس آن نماينده كانون خواهد بود.
اعضاى هيئت مديره كانون عبارت بودند از: اشرف نبوى، اختر كامبخش، بدرالملوك بامداد، بتول شيوايى، مهربانو سپاهى، افسرالملوك آريايى، بتول همايون احتشامى، فخرايران غفارى، هاجر تربيت، قمر كيا، پروين اعتصامى، تاج ‏الملوك حكمت، منيرافخم افخمى، عصمت ‏الملوك دولتداد، شمس‏ الملوك جواهر كلام، فخرعظمى ارغون، شمس‏ الضحى نشاط، شاه بانو فخر، صديقه رياضى، مهرانور سميعى و نصرت تسليمى.

ژانویه ۲۰۱۴

بدرالملوک بامداد در اين باره مي‌نويسد :

 در 22 ارديبهشت 1314ﻫ . ش به اشاره اعلي‌حضرت رضاشاه کبير و با دعوت وزير معارف وقت ــ آقاي علي‌اصغر حکمت ــ عده‌اي از زنان فرهنگي، انتخاب و به محل دارالمعلمات و کوچه ظهيرالاسلام خيابان شاه‌آباد دعوت شدند. به آنها گفته شد که مأموريت دارند تا جمعيتي تشکيل بدهند و اساسنامه آن را به نظر وزير معارف برسانند. با حمايت دولت، پيشقدم نهضت آزادي زنان ايران باشند. اين جمعيت در جلسات بعد نام کانون بانوان را براي خود اختيار کرد. 

 با اعلام آمادگي گروهي از زنان متجدد و همسو با اهداف خاص حکومت، اساسنامه کانون بانوان به تاريخ 22 ارديبهشت 1314ﻫ . ش بدين صورت تنظيم شد:

کانون بانوان ايران به رياست عاليه والاحضرت شاهدخت شمس پهلوي و معاضدت و مراقبت وزارت معارف براي اجراي مقاصد ذيل تأسيس مي‌شود:

           1. تربيت فکري و اخلاقي بانوان و تعليم خانه‌داري و پرورش طفل مطابق قواعد علمي به وسيله خطابه‌ها و نشريات و کلاس‌هاي اکابر و غيره.

           2. تشويق به ورزش‌هاي متناسب براي تربيت جسماني با رعايت اصول صحي

           3. ايجاد مؤسسات خيريه براي امداد به مادران بي‌بضاعت و اطفال بي‌سرپرست

           4. ترغيب به سادگي در زندگي و استعمال امتعه وطني

           5 . اين کانون بر طبق ماده (587) قانون تجارت مصوب 1311ﻫ . ش شخصيت حقوقي دارد و رئيس آن نماينده کانون خواهد بود. 

 کانون بانوان به دور از مداخله در امور سياسي و مذهبي شروع به کار کرد. هاجر تربيت به رياست آن انتخاب شد و با ايجاد مجالس سخنراني، نمايشها، کلوپهاي ورزشي، کتابخانه و کلاسهاي اکابر، به توسعه فعاليتهاي زنان پرداخت. 

 بر اساس گزارش ارسالي به وزارت خارجه در سال 1314ﻫ . ش، بزرگترين جمعيت زنان در اين سال، کانون بانوان معرفي شده و درباره تشکيلات آن توضيحات زير ارائه شده است:

 جمعيت مذکور در ايالات و ولايات ايران، متجاوز از پنجاه شعبه دارد. مرکز جمعيت در طهران است و به توسط هيأت مديره مرکب از بيست و پنج نفر به رياست خانم هاجر تربيت ـ رئيس دانشسراي دختران ـ اداره مي‌شود. نايب رئيس جمعيت، خانم صديقه دولت‌آبادي است. اين خانم در سال 1306 شمسي در کنگره نسوان که در پاريس انعقاد يافت، به نمايندگي از طرف جمعيت نسوان ايران، عضويت داشته است. منشي جمعيت خانم بدرالملوک بامداد است که تأليفاتي در تدبير منزل و اخلاق و معرفه‌النفس دارد. رياست دارالانشاي جمعيت با خانم پري حسام شهرئيس و خزانه‌داري آن با خانم آرياني [است.] هيأت مديره به سه شعبه ادبي، امور خيريه و تربيت بدني منقسم شده است. رياست شعبه ادبي با خانم فاطمه سياح و رياست شعبه امور خيريه با خانم همايون احتشامي و رياست شعبه تربيت بدني با خانم پري حسام شهرئيس مي‌باشد. شعبه ادبي به واسطه نشريات و کنفرانسها و تأسيس کتابخانه و کلاسهاي ادبي، به روشن ساختن افکار خانمها خدمت مي‌کند. شعبه تربيت ‌بدني، ورزش و پيشاهنگي را در ميان دختران ترويج مي‌نمايد. شعبه امور خيريه به مادران فقير و بي‌بضاعت و اطفال يتيم کمک و مساعدت مي‌کند.

در اين سند نيز هدف اصلي از ايجاد کانون بانوان، اين‌گونه بيان شده است: مقصود اساسي جمعيت کانون بانوان از آغاز تأسيس، رفع حجاب بود و اعضاي آن که غالبآ مديران مدارس و مأمورين وزارت معارف هستند، در اين باب جديت زياد دارند و در مدارس دختران، رفع حجاب را ترويج نمودند. 

 بنابراين، با وجود عدم تأکيد صريح در اساسنامه کانون، هدف از ايجاد آن در اين مرحله، زمينه‌سازي کشف حجاب يا چادربرداري بود. نکته‌اي که بدرالملوک بامداد نيز به صراحت بدان مي‌پردازد:

 ضمن ساير اقدامات [مواردي که در اساسنامه به آنها اشاره شده است] منظور اصلي، يعني ترک چادر سياه، متدرجآ پيشرفت مي‌کرد. به اين طريق که زنان عضو جمعيت، با راضي کردن خانواده‌هاي خود، يکي به يکي به برداشتن چادر مبادرت مي‌نمودند و در مجالس سخنراني، ساير بانوان را تشويق به ترک کفن سياه مي‌کردند. طوري که در هر نوبت از مجالس و اجتماعات کانون، عده تازه‌اي از بانوان بدون چادر حضور مي‌يافتند. در [حالي که] زنان فرهنگي در صف مقدم آنها بودند...

 اهداف و مراحل عملکرد کانون بانوان از آغاز تا ماههاي بعد، در دو مرحله قابل ارزيابي است:

کانون بانوان از 22 ارديبهشت 1314 خورشيدي تا عملي شدن رسمي کشف حجاب، به صورت مؤسسه‌اي سياسي، اجتماعي و فرهنگي عمل مي‌کرد در اين دوره، رياست کانون به عهده هاجر تربيت بود. اگر چه در اساسنامه به غير سياسي بودن کانون اشاره شده است.

در مرحله اول، اقدامات کانون بانوان در کنار امور ديگر، کاملا در خدمت اجراي کشف حجاب بود. بدين منظور در پي تشکيل جلسه هيأت وزيران در تيرماه 1314ﻫ . ش، علي‌اصغر حکمت وزير معارف، به دستور مستقيم رضاشاه و به طور جدي براي رسميت يافتن کشف حجاب مأمور شد. 

 وي گروهي از رؤساي فرهنگ و رؤساي مدارس دخترانه را دعوت کرد و به دنبال آن، تصميمات زير گرفته شد:

1. مجالس سخنراني و سرود خواني با حضور نمايندگان مجلس و مقامات عالي رتبه دولتي با شرکت دختران در مدارس دخترانه تشکيل شود.

2. مانند اين مجالس در شهرستانها نيز ترتيب داده شده و از رؤساي ادارات دولتي دعوت شود که همراه بانوانشان در جشن حضور يابند.

3. کانون بانوان به سهم خود، برنامه‌هاي گسترده‌اي براي نشان دادن نقش و مقام زن در اجتماع  ترتيب دهد.

4. مدارس مختلط تا سال چهارم ابتدايي تأسيس شود و پسران و دختران در مدارس روي يک نيمکت بنشينند.

5. پيشاهنگي دختران  در مدارس دخترانه گسترش يابد.

6. روزنامه‌ها و مجله‌ها براي آماده کردن افکار عمومي به نشر مطالب و مقالات سودمند بپردازند. 

روزنامه پتي مارسيه چاپ پاريس مورخ 21 فوريه 1936م نوشت:

              آخرين زندان جهالت و تعصب را اصلاحات رضاشاه پهلوي، پادشاه متجدد و مصلح ايران از بين برد... حالا زنها آزاد شده‌اند. نه تنها مي‌توانند لباس به آخرين مد اروپائي بپوشند و خود را نشان بدهند، بلکه مي‌توانند در زندگي اجتماعي مملکت شرکت نمايند. تمايل فعلي ايرانيها بر اين است که زنها همان رُل زنهاي اروپايي را در جامعه بازي کنند. 34

مجله اخبار شرق چاپ برلن نيز در مورخ اول ژانويه 1938 م نوشت:

             رفع حجاب زنان و آوردن آنها در زندگي اجتماعي ـ ملي که تا به حال آنها از آن محروم بودند، در زمان اعلي‌حضرت رضاشاه از اقدامات مهم اجتماعي است و باعث پيشرفتهاي مملکتي خواهد شد. زنها سابقآ از حيث تعليمات روحي عقب بودند، اما امروز به تعليمات عاليه رغبتي دارند. 

 از 1315 به بعد با رياست صديقه دولت‌آبادي به مؤسسه‌اي تربيتي ـ فرهنگي تبديل شد. تشکيلات کانون به دو قسمت تقسيم شد: 1. اجتماعي 2. تربيتي

موسسه مطالعات تاریخ ایران: کانون بانوان ایران